تبليغاتX
هبوط - نیروی دلتا


                                            

                                           

 

بهار سال قبل یک همکار از نوع (علمی، فرهنگی، هنری، سیاسی و...)خواندن کتاب نیروی دلتا رو بهم توصیه کردند، وقتی از وجود چنین کتابی اظهار بی اطلاعی کردم فهمیدم که بی اطلاع بودنم چیز عجیبی نیست چون آنچنان کتاب معروفی نبود. جناب صراف آن روز شدیدا از محسنات این کتاب داد سخن دادند و قرار شد کتاب رو که از طریق واسطه ای از دانشگاه شیراز گرفته بودند برسونند به من و من سر یک هفته پسش بدم .متاسفانه اون زمان شرایطی پیش اومد که تو اون یک هفته نتونستم کتاب رو بخونم و شب آخر یک نگاهی بهش انداختم و سر موعد بردم تحویلش دادم با اون توصیفات به دلم موند که چرا نتونستم بخونمش تا اینکه امسال رفتم نمایشگاه رسانه های دیجیتال. این نمایشگاه با تمام کاستی هاش و در اوج مزخرف بودن برای من محاسنی داشت. اول دیدن دوستان قدیمی، دوم دیدن عده ای از دوستان مجازی که تا به اون روز توفیق دیدارشون رو نداشتم و اما سوم دستیابی دوباره به کتاب "نیروی دلتا". همکار گرامی امسال در نمایشگاه کتاب، این کتاب رو میبینند و یکی هم برای من میخرند. سورپرایز بسیار خوبی بود و شدیدا خرسندم کرد.

واما "نیروی دلتا" نوشته چارلی بکویث فرمانده عملیات نافرجام طبس میباشد که در آن به باز نویسی خاطرات این فرمانده از جمله حادثه طبس پرداخته شده است. جدای از پرداخت دقیق و ریز به عملیات شکست خورده نجات گروگانهای لانه جاسوسی امریکا، در کل زندگی و خاطرات این فرمانده نظامی ایالات متحده دارای نکات آموزنده شخصیتی و مدیریتی بسیاری میباشد.

ترجمه فارسی این کتاب با آیات مرتبط و پر مضمون سوره فیل آغاز شده است:

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ   

أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ...   

 

 

پی نوشت:

1. به قولی؛ شكست كارتر در انتخابات ریاست جمهوری آمریكا نشان دهنده نقش تعیین كننده شکست طبس در سیاست آمریكاست، و البته آن هنگام كه طوفانی درمی‌گیرد، بازنده همیشه آمریكاست. طوفان، حركتی كنترل ناشدنی است و این آسیب پذیرترین نقطه در سیاست آمریكا است. (همیشه یاد اوری طبس من رو به یاد خروش اروند و عملیات حیرت انگیز و غرور افرین والفجر 8 می اندازه)

2. آخرین چاپ این کتاب متعلق به سال78 میباشد لذا گمان نمیکنم براحتی بتوان آن را از بازار کتاب خریداری کرد. کسانی که اشتیاق به مطالعه آن دارند ترجیحا میتوانند کتاب را از کتابخانه ها و افراد مختلف به امانت بگیرند.

3. دیروزکه با دوستان بودم فضای ایجاد شده یک بار دیگه این رو بهم یاد آوری کرد که خوش گذروندن مثل دوست داشتن میمونه، نیاز به هیچ بهونه ای نداره خیلی راحت میشه با یک قرار کوچک و دیدن دوستان لحظات خوشی رو رقم زد امان از روزی که غصه برسه، که حتما پسش کلی دلیل داره، همونطور که پس هر نفرتی پر از دلیله.

4.اینهم عیدانه شما

"اي راهب كليسا ديگر مزن به ناقوس
خاموش كن صدا را نقاره مي زند توس

آيا  مسيح ايران كم داده مرده را جان
جاني دوباره بردار با ما بيا به پا بوس

خورشيد آسمان ها در پيش گنبد او
رنگي ندارد آن جا چيزي شبيه فانوس

روياي نا تمامم ساعات در حرم بود
باقي عمرم اما افسوس بود و كابوس....."

 

و اما! دیشب وقتی اقا تو سخنرانی در جمع نخبه ها فرمودند:"يك سينه حرف موج زند در دهان ما" یاد حرف عزیزی افتادم که میگفت:" اقا مالک میخواد که حرف رو از سکوت اقا بفهمه".

سخنرانی دیشب خیلی مهم بود یک بار دیگه برگردیم به اون سخنرانی و محور های مهم رو در بیاریم. اینجا مخاطبم کسانی نیستند که با اصل ولایت مشکل دارند روی سخنم با کسانیه که دم از ولایت مداری میزنن ولی همچنان پشت کروبی و موسوی ایستادن

 همین دیشب اقا فرمودند" مسئله‌ى اصلى در اين قضاياى اخير، اصل انتخابات بود؛ زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را ميبنديد؟! اين همه زحمت كشيده بشود، مردم بيايند، يك شركتِ به اين عظمت، يك نصاب‌شكنى، يك ركودشكنى در دنيا در مردمسالارى، در دمكراسى‌اى كه اينقدر ادعايش را ميكنند، انجام بگيرد، بعد يك عده مفت و مسلّم بيايند بدون استدلال، بدون دليل، همان فرداى انتخابات بگويند: انتخابات دروغ است! اين كار كوچكى است؟! اين جرم كمى است؟! يك قدرى بايد منصف بود توى اين قضايا.عده ای از اين فرصت استفاده كردند، ديدند عناصرى وابسته‌ى به خودِ نظام، از خودِ نظام، دارند اين جور ميداندارى ميكنند، اينها هم وقت را مغتنم شمردند، آمدند داخل ميدان؛ و ديديد. من روز اول اين را پيغام دادم به همين حضراتى كه صحنه‌گردان اين قضايا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پيغام خصوصى دادم. من اگر يك وقتى توى نماز جمعه يك حرفى ميزنم، اين ابتدا به ساكن نيست؛ حرف خصوصى، پيغام خصوصى، نصيحتِ لازم انجام ميگيرد، وقتى انسان ناچار ميشود، يك حرفى را مى‌آورد در علن بيان ميكند. من پيغام دادم، گفتم اين را شما داريد شروع ميكنيد، اما نميتوانيد تا آخر كنترل كنيد؛ مى‌آيند ديگران سوءاستفاده ميكنند. حالا ديديد آمدند سوءاستفاده كردند. مرگ بر اسرائيل را خط زدند! مرگ بر آمريكا را خط زدند! معناى اين كار چيست؟ اينها نميفهمند چه كار ميكنند؛ يك حركتى را شروع ميكنند، ملتفت نيستند كه در حركات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد."

صریح تر و واضح تر از این صحبت کردن دیگه ممکن نیست! تکیلف خودتون رو روشن کنید.  

                                                 بله با شمام!

 التماس دعا. یا حق

 

+ نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط سمیه فیروزفر |

عجب رنج بزرگی‌ست "زنده بودن"، حتی "بودن"، خود، مصیبتی‌ست و ، "ماندن" که می‌کشد! درد بزرگ و بی‌درمان "گم کردن" است، "دورافتادن".

 

خانه
پست الکترونیک
آرشیو